نقد فیلم کوتاه دختری در میان اتاق

تعرفه تبلیغات در سایت

                                                            "هو الرزّاق"

نقد فیلم کوتاه " دختری در میان اتاق" ساخته کریم لک زاده

[سرزمین بنز]

کریم لک زاده_ فیلمساز شیرازی 31 ساله_ برخلاف فیلم ویدئویی بلندش " قیچی" در سال 1394 که کوشیده بود میزانسن هایش خیلی به چشم نیاید، در فیلم کوتاه بیست و پنج دقیقه ای خود "دختری در میان اتاق" محصول انجمن سینمای جوانان شیراز در سال 1395، اتفاقا از دکوپاژ کلاسیک استفاده نموده است و فیلم از قضا میزانسن های چشمگیری هم دارد.

"دختری در میان اتاق" با محوریت قراردادن سید که در یک مهمانسرا بین راهی واقع در روستای ترک زبان خاکمردان از توابع مرکزی شهرستان خوی استان آذربایجان غربی کار میکند و  ظاهرا بدهی زیادی دارد، کوشیده است به کمک دیالوگهای بعضا مضحک و کنش های خنده دار و عبث، فضایی ابسورد بیافریند و در این راستا، بر اتاقی در این مهمانسرای روستایی متمرکز شده است؛

اتاقی که نقش کلیدی در روایت فیلم دارد و به نوعی نمای معرف و مهم اثر محسوب می شود.

در واقع فیلمساز با انتخاب چیدمان این اتاق به گونه ای که سه نوازنده را سمت چپ قاب گمارده و پیرمرد آوازخوان را روی صندلی سمت راست قاب پشت میز نشانده است و سید هم با کت وکراوات قرمز ایستاده در حالی که نوازندگان را تشویق می نماید، بر میزانسن صحنه تاکید می ورزد و این نمای ایستا را که با پیشرفت روایت، فرمت پلان- سکانس پیدا میکند، تا پایان فیلم چندین بار و البته با تغییری اندک در نوع میزانسن و با یک زاویه ثابت و مشابه تا حضور دختر آلمانی و رسیدن به نقطه اوج تیرخوردنِ پدر (سید)، تکرار می کند و با تکیه بر این تکرار و شگرد، الگوی فرمی "دختری در میان اتاق" را شکل می دهد.

همچنین جنس ترکیب بندی نماها و امتناع از حرکت دوربین در این فیلم، بویژه قابل اعتناست و کارگردان اجازه می دهد سوژه به دوربین اش نزدیک گردد و تصویری کلوزاپ از سید بعنوان کاراکتر محوری فیلم ثبت گردد؛ مردی که از اینکه زنش به او گفته آدم نباید با همسر خودش ازدواج کند، در عجب است!  و حالا قرارست دختر آلمانی او برای دیدنش به روستا بیاید و پدر را با خود به سرزمین بنز ببرد.

در این حین سید برای اینکه بتواند کلمات ترکی را به آلمانی ترجمه نماید و به دخترش تحویل دهد، به لب تاپ پسر یکی از مشتریان خود و البته گوگل ترنسلیت متوسل می شود و از قضا اینترنت در آن روستای واقع در دهستان قره سو (خوی)، فقط و فقط روی پشت بام آنتن   می دهد و همین موضوع دستاویزی شده که صحنه مکالمه سید و آن پسر نوجوان که بسیار هم شیرین و بامزه از کار درآمده است، با زاویه لُو انگل (سربالایی) دوربینِ ساکن، بیش از پیش، بار زیبایی شناسی فیلم را بیفزاید. ضمن آنکه این صحنه و مکث روی سید - که معتقدست برخی کلمات و عبارات در همه زبانها یکی میباشد و مثال آن را روی هلیکوپتر می زند- بر وابستگی نسل قدیم به بچه های این دور و زمانه و عصر ارتباطات صحه می گذارد؛

بچه هایی که بسیار باهوش اند و بدون آنکه هراسی از بزرگترها داشته باشند، حرف حق را بر زبان می رانند حتی اگر به قیمت کتک خوردن از پدرانشان برای آنها تمام شود...

از طرفی سید مایل است که از اموال دخترش، سهمی بردارد و در نمایی توشات (دونفره) از روبرو، حسین- پدر یکی از همان بچه های باهوش- که خودش را بدهکار کرده تا برای فرزندش لب تاپ بخرد و در آن مهمانسرا به شرط بندی روی خروس های جنگی مشغول است - خطاب به سید می گوید: دختر آلمانی ات، مدیون توست چراکه اگه تو کاری نکرده بودی، اون بدنیا نمیومد! و در همان حال به سید پیشنهاد می دهد که نزد آن دختر آلمانی مسافر، نقش بازی کنند و یک صحنه گروگانگیری تصنعی راه بیندازند؛

لذا سید ریش های خود را می تراشد و آن کت و کراوات قرمز و شلوار سفید خود را  مجددا می پوشد و در همان نمای کلیدی فیلم در اتاق با دختر فرنگی خویش ملاقات می کند اما صحنه، مطابق نقشه شان پیش نمی رود و سید براستی تیر می خورد و زخمی می شود. در همین حین و درست در لحظه ای که سید کف اتاق به اصطلاح پخش زمین شده است، تصویر اِسلو می شود و با چرخش دوربین که حالا دیگر از دکوپاژ کلاسیک غالب فیلم هم خبری نیست، دلارها رقصان رقصان بر سر آن پیرمرد مجروح ریخته می شود و به همین ترتیب با بکارگیری تمهید فاصله گذاری فرمی در اجرا در پایان بندی فیلم از سوی فیلمساز، مخاطب گویا با عبور از مرز واقعیت عینی قصه در نمایی سوبژکتیو، آن دختر و پدر را می بیند که دختر چمدان به دست و پدر عصا به دست، لابلای مزرعه آفتابگردان راهی جاده می شوند و در میزانسنی عمیق، از روستا دور و دورتر می گردند.

کریم لک زاده در فیلم کوتاه و زیبای "دختری در میان اتاق" نشان می دهد که بر زبان سینما تسلط دارد و می داند در صحنه های مختلف فیلمش علیرغم تشابه ساختاری، چه فرم دکوپاژ متفاوتی را بکار گیرد و به هیچ وجه در کارگردانی، خودش را محدود به سبک مشخصی نمی سازد و کاملا تجربی اما با فرمتی حرفه ای، طبع آزمایی می کند و اتفاقا در اینجا موفق می شود هم در ساحت ابسورد، طمع پدر برای تصاحب پول دخترش را پاسخ دهد و هم با اجرایی درست و حرفه ای، نشان دهد که تا چه حد فرم را می شناسد و در فیلمنامه و کارگردانی، به عناصر زیبایی شناسی بها می دهد.

 

نگارنده : ایمان آیینه دار

3 مرداد 1396

نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 17:16

فهرست وبلاگ